در روزگار قدیم و در دوران پادشاهی خسرو اول(انوشیروان) فرستاده ای از سلسله پادشاهی گوپتا در هندوستان به نزد ایران و پادشاه بزرگ آمد.گروهی بسیار بزرگ که بارشان ابریشم و زر و عود و کهربا همراه با 1000 شتر و فیل ها و اسب های بسیار بود به نزد پادشاه ایران آمدند. اما شگفت آورتر از اینها صفحه ای بود دو رنگ همراه با مهره هایی که هر یک به شکلی بودند.صفحه ای که کارزار را نشان می داد. خسرو انوشیروان سخت به اندیشه فرو رفت و کنجکاویش برانگیخته شده بود.ناگهان فرستاده که بی شک این صفحه را با تدبیر سیاسی آورده بود با جمله ی اغراق آمیزی گفت:عمر پادشاه دراز باد و تا جهان باقی است برجای بماند!

در ادامه او گفت سرورش پادشاه هندوستان از پادشاه ایران می خواهد تا راه و روش بازی را به طور کامل بگوید و اگر بگوید ، خراج هر ساله را مانند پیش می دهد و اگر نگوید که البته هم می گوید هند از ایران باج می خواهد!زیرا که فرستاده گفت:دانش از هر چیز با ارزش تری برتر است.

خسرو انوشیروان خردمندترین افرادش را گردآورد و از مهلت ٨ روزه اش استفاده کرد.اندیشمندان بی درنگ تمام اندیشه ی خود را معطوف آن کردند.پس از مدتی انوشیروان رو به بزرگترین و خردمندترین فردش بزرگمهر آورد.بزرگمهر یک شبانه روز روی آن کار گذاشت و پس از آن به انوشیروان روی کرد و گفت فرستاده را بیاورید تا تمام روش بازی را بگویم و پس از آن در برابر دهان باز گروه و فرستاده ی هندی بازی را توضیح داد.

فرجام داستان اینجا نبود بلکه بزرگمهر بازی به نام نرد یا تخته نرد ساخت و با تشریفات کامل به همراه ٢٠٠٠ شتر با بار زر به هند فرستاد و از دربار گوپتا خواست تا پی به راز آن ببرند و اگر نتوانستند دربار هند باید دوبرابر گنجینه ای که برایشان فرستاده شده بود را به ایران می دادند.بزرگمهر شرط را برد و هند خراج یک سال را برای خسرو انوشیروان فرستاد.

شطرنج در آن زمان به چه شکل بوده است؟

 شطرنج در آن زمان صفحه ی ١٠٠ خانه ای بوده و به جای وزیر یکی از رایزنان مهم شاه بوده و به جای اسب ها سلحشوران بودند.به جای فیل ها موبدان یا کاهنان بوده.دو شتر نیز در بازی وجود داشته که حرکت آنان همان حرکت اسب های امروزین بوده. رخ نیز تغییری نکرده است.